خرید بک لینک

دل بکن از هر چه هست ... دل بکن از هر چیزی که منجمدت کرده . هر چیزی که بین تو و واقعیت فاصله انداخته . هر چیزی که تو را به توهم می کشاند . دل بکن از میل به شنیدن و دیدن و لمس شدن بیرون از وجودت . از هر چه آغوش و تکیه گاه بیرونی ست . تکیه کن بر ستون وجود الهی ت . 

چشمانت را ببند بر روی هر کس و چشمانت را باز کن بر درون دست نخورده ات . هدیه ای که سال هاست به تو هدیه داده شده را باز کن ... نگاهش کن نوازشش کن ... از جهنم بیرون به بهشت درونت پناه ببر ... خودت را صدا کن ...ضجه وار ... معشوق وار ... مثل بچه ای که سال هاست به دنبال اصلش می گردد . دنبال شور و شوق لحظه ی بسته شدن نطفه اش. همان قدر پر شور و عشق . همان قدر مقدس . 

بیدار شو از توهم القاب و هویت ها ... بکن از کسانیکه تو را به اسارت برده اند تا با مصاحبت با این زندانی گم و گیج از رو به رو شدن با خودشان فرار می کنند . 

ازین زنجیره ی معیوب خود به خواب زده جدا شو ...

تو این ذلیل ستم دیده ی ضعیف نیستی ...

در تو چیزی هست ژرف تر از این زمین کوچک قلابی ...

تو قرار بود بیاد بیاوری خودت را ... قرار بود در این بازی های سخت خودت را پیدا کنی ...

بیدار شو ... جهان منتظر جشن گرفتن بیداری توست ...

باید دسته های این بازی خطرناک را از دست خواب رفتگان دیوانه ربود ... 

تو را به خودت بیدار شو ...

اولین قدم من برای خودم .... اینجا بمونه که یادم باشه کی ایستادم روی قولی که به خودم دادم ...

برچسب: نویسنده: سارا نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 12:22

صفحه بندی