من فکر می کنم آدم باید برای بودن خیلی ها توی زندگیشم برنامه بریزه . اینکه کی بیاد کی بره چطوری بیاد چطوری بمونه ...
گاهی یه عده میان میشینن وسط زندگیت و بعد مدت ها به این نتیجه می رسی اون آدما جای درستی نیومدن . به در و دیوار می زنی تا اونا رو اندازه خودت کنی و خودتو اندازه ی اونا .... هی ازینور ماجرا می زنی از اون ور می زنی بالا پایینش می کنی یه جوری میسازی با کج و کولگی اندازه ها ولی ته تهش همیشه به دلت هست اینا قواره و اندازه ی تو نیستن و تو اندازه ی اونا نیستی ....
و خیلی سخته که یه بار به دنیا بیای یه بار جوون باشی و با این بار یه بار حال و احوال زندگیت از دستت خارج بشه ...
چرا ؟
چون بیش از اندازه آدم صبور مزخرفی هستی ....
اگه قرار باشه یه جمله شعارم باشه برای کل زندگی اینو می گم : قبل از اینکه زندگیت به روزمرگی برسه از پیش آمد های ناخواسته ، برای تمام اتفاق های زندگیت سخت بجنگ !!!
برای آدم هایی که فکر می کنی بودنشون توی زندگیت تمام امیدته سخت بجنگ .
برای تمام اتفاق هایی که تو رو می رسونه به اوج بی رحمانه بجنگ ...
برچسب: بجنگ,
نویسنده: سارا نیکفر